خرید بک لینک

بِسمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّ حیم

الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللَّهُ [1]

تعجیل در امر فرج مقدس اقا امام زمان ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) و برای اینکه ان شاءالله قلب نورانیشان متوجه به قلبمان باشد و مطالبمان را سرشار از نورانیت فرمایند، صلواتی با توجه محبت فرمایید .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

فراز نورانی و مبارک زیارت جامعه کبیره ؛

مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُمْ :

حمل می کنم علم از ناحیه ی شما ، هر چند به درک آن نرسیده باشم .

اين صفت از باب افتعال هست و باب افتعال بر فراوانى « مواد »آن دلالت دارد

علم وجود نازنین امام ( علیه السلام ) اینقدر گسترده است که بشر نمی تواند فقط در همین لباس ( زمان ) دنیا آن را بدست آورد، بلکه باید فرصت و زمان زیادتری داشته باشد تا به توفیق و فضل الهی مقداری از این علوم را درک نماید .

برای اینکه این مطالب را بهتر بفهمیم، لازم است میزان علمِ امام ( علیه السلام ) را تا آن جایی که علم آن به ما رسیده بررسی کنیم ؛

علم امام ( علیه السلام ) در پنج قالب ریخته ( به ودیعه گذاشته ) شده است، یعنی از پنج طریق می توانیم علم امام ( علیه السلام ) را بررسی کنیم ؛

1 ) - علمِ امام ( علیه السلام ) در قرآن

ائمه معصومین ( علیهم السلام ) علم خود را از قرآن و مطابق با قرآن می دانند و خداوند عزیز هم در سوره رعد بیان فرموده اند [2] ؛

( ) [3]

در نزد آنها علم کتاب است .

لذا ائمه معصومین ( علیهم السلام ) ، تفسیر قرآن و چگونگی فرائض و انجام آن را از همان اول می دانستند و خداوند در قلب مبارکشان به ودیعه گذاشته است، یعنی ؛ اگر خداوند می فرمایند ؛

أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ ،

به این معناست که ، امام ( علیه السلام ) تبیین کننده ی این نماز و زکات است و شکل این فریضه را باید از امام ( علیه السلام ) سوال کرد، چون امام ( علیه السلام ) شکل عملی هر آیه ی قرآن را می داند .

2 ) - مصحف [4] حضرت امیرالمومنین علی ( علیه السلام )

ابوبکر حضرمى از امام صادق ( علیه السلام ) روایت کرده است که پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) به على ( علیه السلام ) فرمودند [5] :

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ( صلی الله علیه و آله ) قَالَ لِعَلِيٍّ يَا عَلِيُ الْقُرْآنُ خَلْفَ فِرَاشِي فِي الْمُصْحَفِ وَ الْحَرِيرِ وَ الْقَرَاطِيسِ فَخُذُوهُ وَ اجْمَعُوهُ وَ لَا تُضَيِّعُوهُ كَمَا ضَيَّعَتِ الْيَهُودُ التَّوْرَاةَ

ظاهراً زمانی که آقا حضرت رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) در بستر بیماری بودند به آقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) فرمودند ؛

اى على جان ! این قرآن در کنار بستر من، میان صحیفه ها و حریر و کاغذها قرار دارد ، قرآن را جمع کنید و آن را آنگونه که یهودیان، تورات خود را از بین بردند، ضایع نکنید . ( همان، ص 48؛ زنجانی، تاریخ القرآن، ص .44 )

و این گونه بود که علی بن ابی طالب پس از رحلت پیامبر (ص) مهم ترین وظیفه خویش را جمع آوری قرآن قرار داد.

البته این مصحف حضرت امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) ویژگی هایی دارد [6] که در ذیل این حدیث به چهار مورد از آن اشاره می کنیم ؛

الف ) ترتیب سوره ها به همان ترتیب نزول تنظیم گشته بود .

سیوطی در الاتقان ضمن بیان این مطلب می گوید اولین سوره، اقرأ، سپس مدثّر، سپس نون، بعد از آن مزمّل، سپس تبّت، تکویر و .... تنظیم شده بودند [7]

پس از رحلت پیغمبر اکرم، علی (ع) که به نص قطعی و تصدیق پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) از همه مردم به قرآن مجید آشناتر بود، در خانه خود به انزوا پرداخته، قرآن مجید را به ترتیب نزول در یک مصحف جمع فرمود و هنوز شش ماه از رحلت نگذشته بود که فراغت یافت و مصحفی را که نوشته بود به شتری بار کرده نزد مردم آورد و به آنان نشان داد ( قرآن در اسلام، ص .191 ) .

در روایات شیعه آمده است:

على بن ابى طالب ( علیه السلام ) پس از جمع آورى قرآن، آن را نزد مردم که در مسجد جمع بودند آورد و پس از آن که قرآن را در میان آنان قرار داد، چنین فرمود: پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : من در میان شما چیزى را به جاى مى گذارم که اگر به آن تمسک نمایید هرگز گمراه نگردید؛ کتاب خدا و عترت (اهل بیت) من . آن گاه امیرالمومنین على ( علیه السلام ) خطاب به آنان فرمودند : « این کتاب است و من هم عترتم »

در این هنگام شخصى برخاست و گفت: اگر نزد تو قرآنى است، پیش ما نیز قرآنى همانند اوست . ما را نیازى به کتاب و عترت نیست. آن حضرت پس از آن که حجت را بر آنان تمام کرد کتاب را برداشت و برگشت

ب ) مقدم شمردن آیات مکی بر مدنی و منسوخ بر آیات ناسخ است

و قد جمع أمير المؤمنين ع القرآن المنزل من أوله إلى آخر و ألفه بحسب ما وجب من تأليفه فقدم المكي على المدني و المنسوخ على الناسخ و وضع كل شي ء منه في حقه فلذلك

بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج 89 ؛ ص74

شیخ مفید ( رحمت الله علیه ) در کتاب المسائل الرویه می گوید آقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) قرآن نازل شده را از اول تا آخر جمع آوری می کرد و آن را گونه ای که می بایست مرتب ساخت . او آیات مکی را بر مدنی و آیات منسوخ را بر ناسخ مقدم داشت، و هرچیز در جاى خویش قرار داده شده است .

ج ) تاویل قرآن

آقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) می فرمایند هر آیه ای که خداوند نازل کرد به املای رسول الله و خط خودم ، نزد من است و نیز تاویل آن آیات نزد من است .

در واقع تاویل آیه یعنی اینکه آن آیه را به هدف خودش و اصل خودش برگرداند، یعنی اگر آیه ای از قرآن خوانده می شود، معلوم می شود که این آیه برای چه زمانی است و برای چه کسانی است و چه هدفی داشته است .

د ) تنزیل قرآن

این مصحف آقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) مشتمل بر شان نزول و سبب نزول آیات و نیز اشخاصى که آیات در شأن آنها نازل گشته می باشد .

دلیل نازل شدن این آیه و داستان نزول آنرا شأن نزول گویند .

3 ) - مصحف جامعه

در واقع جامعه مصحف شریفی است که اگر به آن عمل می شد جامعه ی بشری حتی برای لحظه ای هم دچار انحطاط و انحراف نمی شد و بشر در بالاترین درجه مقام علمی و پاکی و محبتی می بودند

آنچه از روايات اهل بيت ( عليهم السلام ) استفاده مى شود ؛ جامعه كتابى است بسيار مفصل كه جبرئيل امين آن را بر قلب مبارك رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نازل نموده و سپس آن حضرت ( صلی الله علیه و آله ) همه ى آنها را بر اميرالمؤمنين ( عليهم السلام ) املا فرموده و على ( عليهم السلام ) نيز آن را نوشته، كه تمام وقايع جهان از اول تا آخر و احكام مورد نياز جامعه در برمى گيرد .

اين كتاب به قدرى بزرگ و جامع است كه طول آن هفتاد ذراع و به عرض چرمهاى معمولى مى باشد. در اين زمينه توجه شما را به يك روايت از امام صادق ( عليهم السلام ) جلب مى كنم ؛

ابوبصير از شاگردان امام صادق از آن حضرت سؤال كرد : فدايت شوم « جامعه » چيست؟ حضرت فرمودند : كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع به مقدار ذراع مبارك پيامبر، آن را پيامبر خدا املا فرموده و على نيز با دستش نوشته و شامل تمام حلال و حرام و احكام خدا و هر آنچه مردم به آن نياز دارند مى باشد، حتى ديه ى كوچكترين خراش نيز در آن آمده است. ابوبصير مى گويد: در اين هنگام امام عليه السلام با دستش مرا زد و فرمود: مرا اجازه مى دهى؟ گفتم: من در اختيار شما هستم، آنگاه با دست خود مرا مختصر فشارى داد و اظهار داشت. در «جامعه» حتى ديه اين كار نيز آمده است . ( بحارالانوار، ج 26، ص 38 ح 70 ) [8]

4 ) - مصحف شریف حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) [9]

از سخنان اهل بيت عصمت و طهارت استفاده مى شود كه مصحف حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) بعد از رحلت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) كه فاطمه ى زهرا ( سلام الله عليها ) به شدت محزون بود، (در طول هفتاد و پنج روز مدت زندگى آن حضرت بعد از پدرش ( صلی الله علیه و آله ) )، نازل شده است.
حضرت امام صادق ( عليهاالسلام ) در اين باره مى فرمايند:
إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ ع يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ع.


به يقين حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) بعد از پدرش ( صلی الله علیه و آله ) تنها هفتاد و پنج روز در اين جهان زندگى كرد و در طول آن مدت غمها و غصه هاى زيادى را تحمل نمود.
جبرئيل در آن ايام به طور مرتب به حضور فاطمه ( سلام الله عليها ) نازل مى شد و او را در عزاى پدر تسليت مى گفت و از مقام و جايگاهش در آن سوى جهان با خبر مى ساخت و همچنين از اوضاع آينده ى دنيا و سرنوشت بچه هايش آگاه مى نمود و حضرت امیرالمومنین على ( عليهاالسلام ) آنها را مى نوشت و همه ى اينها مصحف حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) را تشكيل مى داد.

از اين احاديث استفاده مى كنيم كه مصحف فاطمه ( سلام الله عليها ) در طول هفتاد و پنج روز زندگى مصيبتبار فاطمه بعد از رحلت پدر بزرگوارش به تدريج نازل شده و اميرالمؤمنين ( عليهاالسلام ) آن را نوشته و به نام مصحف حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) نامگذارى گرديده است.
در مجموع، از مطالب استفاده مى كنيم كه مصحف حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) از جانب خدا توسط پيك وحى (جناب جبرئيل) به حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) القاء شده و اوضاع آينده جهان و اخبار غيبى در مورد سرنوشت فرزندان حضرت فاطمه ( سلام الله عليها ) و جنايات خلفا و پادشاهان ستمگر و ساير مسائل غير فقهى در آن به ثبت رسيده و آن كتاب جزو ودايع امامت، هم اكنون در محضر امام زمان- ( عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف ) - مى باشد .

روح القدس

علمی است ما بین خداوند و امام معصوم ( عليهاالسلام ) ، که واسطه ی این فیض، روح القدس است .

اینکه روح القدس کیست ؟ و چیست ؟ اختلاف است، بعضی آن را حضرت جبرائیل ( عليهاالسلام ) می دانند، ولی عده ای آن را نیروی فوق العاده و ناشناخته ای که حتی ایشان پیامبران را هم تایید کرده است [10]

تاییدیه ی پیامبران از طریق روح القدس است که ظاهراً الهامات قلبی و خبرهای تازه و تاییدات از ناحیه ی روح القدس می باشد در واقع ایشان مُحَدَّث هست یعنی ؛ کسی که خبرهای تازه و نو را دارا هست .

البته امام باقر ( عليه السلام ) می فرمایند : خداوند عزیز وقتی روح القدس را بر پیامبرش نازل کردند، او دیگر از بین ما نرفته و در ما است [11] .

البته ذکر این نکته ضروری است که بدانیم امام ( عليه السلام ) از وقتی خلق شد، علم همه چیز در اختیار او بوده است و در واقع این علم امام ( عليه السلام ) است که در 4 ظرف بالا نگاشته شده و آنچه را هم که امام ( عليه السلام ) نمی داند در واقع مربوط به علم و معرفت بین خودش و خداست و این علم جدای از علمی است که نیاز بشر می باشد و علمی است خصوصی ما بین امام ( عليه السلام ) و خداوند که بواسطه ی روح القدس انجام می گردد .

در واقع آنچه نیاز بشر است که تا قیامت مثل حضرت سلمانی ( عليه السلام ) عمر کنند و طالب علم باشند در وجود ائمه معصومین ( عليه السلام ) هست .

شخصي خدمت امام صادق ( عليه السلام ) شرفياب شد و عرض كرد: علم شما در چه حدودي و چه مقدار است؟ فرمودند :

به مقدار سؤال شما، يعني ما جوابگوي همة پرسشهاي شما هستيم، و آنچه را كه بپرسيد پاسخ آن را ميدانيم. عرض كرد : اين درياي آب است، آيا زير آن هم چيزي است؟

امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند :

بلي، آيا دوست داري با چشم خود ببيني يا با گوش بشنوي كافي است؟

عرض كرد: ديدن با چشم را بيشتر دوست دارم، زيرا گوش گاهي چيزي را ميشنود كه آن را نميشناسد و نميداند و آنچه باچشم ديده ميشود قلب به آن گواهي ميدهد و نزد شخص ثابت و قطعي ميگردد.

آنگاه امام ( عليه السلام ) دست آن شخص را گرفته به راه افتادند تا به كنار دريا رسيدند، به دريا اشاره نمود و فرمودند :

اي بندة فرمانبردار پروردگار، آنچه در نهان خود داري ظاهر و آشكار كن .

ناگهان دريا از قعر آن شكافته شد و آبي نمايان گشت كه از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر و از مشك خوشبوتر و از زنجفيل لذيذتر بود .

عرض كرد: اي ابوعبدالله! فداي شما گردم، اين آب با اين اوصاف براي كيست؟ و چه كساني از آن استفاده ميكنند؟ فرمود: براي قائم ما اهل بيت ( عليه السلام ) و ياران آن حضرت ( عليه السلام ) است. عرض كرد: چه زماني ؟ فرمودند : هنگامي كه آن قيامكننده به همراه يارانش قيام كرد، آبي كه روي زمين است ناپديد شود به طوري كه آبي يافت نشود. اهل ايمان به درگاه خداوند ناله و فرياد كنند و از او درخواست كنند، خداوند متعال در آن هنگام اين آب گوارا را براي آنها ظاهر گرداند و ايشان از آن بياشامند، و بر مخالفين آنها نوشيدن اين آب حرام باشد .

سپس اين شخص سر خود را بالا برد و در هوا اسبهايي را زين كرده و لجام زده كه بال داشتند مشاهده كرد، از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيد : اين اسبها چيستند؟ فرمود:

هذه خيل القائم ( عليه السلام ) و أصحابه .

اين اسبهايي است كه حضرت قائم ( عليه السلام ) و ياوران او بر آنها سوار ميشوند .

عرض كرد: من هم بر آنها سوار ميشوم ؟

فرمودند :

اگر از ياران آن حضرت باشي سوار ميشوي .

عرض كرد: من هم از اين آب گوارا ميآشامم ؟

فرمود:

اگر از شيعيان او باشي ميآشامي .

نکته ی اول :

لذا از این دریای بیکران علم اگر چیزی هم نفهمیدیم، باید آن را ذخیره کرده و به موقع استفاده کنیم، چون هر چه از ناحیه خاندان عصمت ( عليهم السلام ) است حق است .

نکته ی دوم :

امام ( عليه السلام ) با این همه علم و قدرت خواستار ارتباط با ماست و تقاضا می فرمایند که هیچ چیز جز گناه سبب دوری بین امام ( عليه السلام ) و انسان نیست، ایشان از مادر مهربان تر هستند و منتظر فرزندشان که در آغوش علم و فهم و پاکی کi از ناحیه ی پدر است آرام گیرد .

بیایید به این درک برسیم که چه علوم گهرباری و چه منفعت بی کرانی را بواسطه ی نبود امامی ( عليه السلام ) که در بین ما نیست، از دست داده ایم .

والله اعلم .

و من اتبع الهدی .

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر . ان شاءالله .



[1] ) - (7) سوره الأعراف : آیه ﴿43﴾

[2] ) - ( 43 )

[3] ) - علي بن ابراهيم قمي با سند صحيح از امام صادق عليه السلام نقل ميكند :

حدثني أبي عن ابن أبي عمير عن ابن أذينة عن أبي عبد الله عليه السلام قال : الذي عنده علم الكتاب هو أمير المؤمنين عليه السلام .

تفسير القمي ، ج 1 ، ص 367 .

امام صادق عليه السلام فرمود :

آن كسي كه علم كتاب در نزد او است ، امير المو منين عليه السلام مي باشد .

محمد بن حسن صفار در بصائرالدرجات با سند صحيح از امام با قرعليه السلام نقل مي كند به اين كه مصداق اين آيه ما اهل بيت هستيم كه اول وافضل و بهترين ما بعد از پيامبر صلي الله عليه وآله علي عليه السلام مي باشد . در اين باره مي نويسد :

حدثنا محمد بن الحسين و يعقوب بن يزيد عن ابن أبي عمير عن بريد بن معاوية قال قلت لأبي جعفر عليه السلام قل كفى بالله شهيدا بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب قال إيانا عنى و على أو لنا و أفضلن و خيرنا بعد النبي صلى الله عليه وآله .

بصائر الدرجات ، ص 236 .

بريد بن معاويه گفته است : به امام باقر عليه السلام عرض كرديم : آيه اي « بگو خدا و كسى كه علم كتاب نزد اوست، براى گواهى ميان من و شما كافى است» را عرض كردم ، فرمود : مقصود ما اهل بيت هستيم و على بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اول ما و افضل ما و بهتر ما خاندان ا ست .

[4] ) - مصحف در لغت آن چیزی است که جمع کننده و در برگیرندۀ نوشته هاست( ترجمه کتاب المفردات فی غریب القرآن (راغب اصفهانی) ترجمه دکتر سید غلامرضا خسروی حسینی، (حرف ص)

و در اصطلاح مصحف به مجموعه اوراقی گفته می شود که در آن متون مذهبی و مقدسی نوشته شده باشد اگر چه کتاب آسمانی پیامبران هم نباشد و لذا می بینیم که به کتاب حضرت فاطمه (س) مصحف فاطمه گفته می شود(سیری در علوم قرآن، تالیف یعقوب جعفری، انتشارات اسوه، چاپ دوم، سال 1375ش، ص 16 ) .

[5] ) - بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج 89 / 48 / باب 7 ما جاء في كيفية جمع القرآن و ما يدل على تغييره و فيه رسالة سعد بن عبد الله الأشعري القمي في أنواع آيات القرآن أيضا ..... ص : 40

7- فس، تفسير القمي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفٍ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِعَلِيٍّ يَا عَلِيُ الْقُرْآنُ خَلْفَ فِرَاشِي فِي الْمُصْحَفِ وَ الْحَرِيرِ وَ الْقَرَاطِيسِ فَخُذُوهُ وَ اجْمَعُوهُ وَ لَا تُضَيِّعُوهُ كَمَا ضَيَّعَتِ الْيَهُودُ التَّوْرَاةَ فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ فَجَمَعَهُ فِي ثَوْبٍ أَصْفَرَ ثُمَّ خَتَمَ عَلَيْهِ فِي بَيْتِهِ وَ قَالَ لَا أَرْتَدِي حَتَّى أَجْمَعَهُ وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَأْتِيهِ فَيَخْرُجُ إِلَيْهِ بِغَيْرِ رِدَاءٍ حَتَّى جَمَعَهُ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ أَنَّ النَّاسَ قَرَءُوا الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلَ مَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ.

[6] ) - حَدَّثَنَا الْمُظَفَّرُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ الْمُظَفَّرِ الْعَلَوِيُّ السَّمَرْقَنْدِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نَصْرٍ «2» عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَكَمُ بْنُ بُهْلُولٍ الْأَنْصَارِيُ «3» عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ قُرَّةَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْمَدَنِيِّ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ قَالَ حَدَّثَنَا سُلَيْمُ بْنُ قَيْسٍ الْهِلَالِيُّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيّاً ع ؛

يَقُولُ مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ وَ كَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا فَمَا نَسِيتُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ لَا عِلْماً أَمْلَاهُ عَلَيَّ فَكَتَبْتُهُ وَ مَا تَرَكَ شَيْئاً عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ حَلَالٍ وَ لَا حَرَامٍ وَ لَا أَمْرٍ وَ لَا نَهْيٍ وَ مَا كَانَ أَوْ يَكُونُ مِنْ طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا عَلَّمَنِيهِ وَ حَفِظْتُهُ وَ لَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى صَدْرِي وَ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَمْلَأَ قَلْبِي عِلْماً وَ فَهْماً وَ حِكْمَةً وَ نُوراً لَمْ أَنْسَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً وَ لَمْ يَفُتْنِي شَيْ ءٌ لَمْ أَكْتُبْهُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تَتَخَوَّفُ عَلَيَّ النِّسْيَانَ فِيمَا بَعْدُ

فَقَالَ ص لَسْتُ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكَ نِسْيَاناً وَ لَا جَهْلًا وَ قَدْ أَخْبَرَنِي رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَدِ اسْتَجَابَ لِي فِيكَ وَ فِي شُرَكَائِكَ الَّذِينَ يَكُونُونَ مِنْ بَعْدِكَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ شُرَكَائِي مِنْ بَعْدِي قَالَ الَّذِينَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِنَفْسِهِ وَ بِي فَقَالَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ الْآيَةَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمْ قَالَ الْأَوْصِيَاءُ مِنِّي إِلَى أَنْ يَرِدُوا عَلَيَّ الْحَوْضَ كُلُّهُمْ هَادٍ مُهْتَدٍ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ لَا يُفَارِقُهُمْ وَ لَا يُفَارِقُونَهُ بِهِمْ تُنْصَرُ أُمَّتِي وَ بِهِمْ يُمْطَرُونَ وَ بِهِمْ يُدْفَعُ عَنْهُمُ الْبَلَاءُ وَ يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَمِّهِمْ لِي فَقَالَ ابْنِي هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحَسَنِ ثُمَّ ابْنِي هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ ع ثُمَّ ابْنٌ لَهُ يُقَالُ لَهُ عَلَيٌّ وَ سَيُولَدُ فِي حَيَاتِكَ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ تُكَمِّلُهُ اثْنَيْ عَشَرَ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ سَمِّهِمْ لِي رَجُلًا فَرَجُلًا فَسَمَّاهُمْ رَجُلًا رَجُلًا فِيهِمْ وَ اللَّهِ يَا أَخَا بَنِي هِلَالٍ مَهْدِيُّ أُمَّتِي مُحَمَّدٌ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ مَنْ يُبَايِعُهُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ أَعْرِفُ أَسْمَاءَ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ.

منابع حدیث ؛

مرحوم شیخ صدوق در کتاب كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص: 285

مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ج 2 ص : 66

مرحوم عیاشی در کتاب تفسير العياشي ج 1 ص : 14

و سیدهاشم البرهان في تفسير القرآن ج 1 ص : 33

البرهان في تفسير القرآن ج 2 ص : 92

ترجمه حدیث ؛

سليم بن قيس هلالىّ گويد : از عليّ عليه السّلام شنيدم كه مى فرمود : هيچ آيه اى از قرآن بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نازل نشد جز آنكه آن را بر من إقراء و املا فرمودند و من آن را با خط خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن را به من آموخت و از خداى تعالى خواست كه فهم و حفظ آن را به من تعليم دهد و هيچ آيه اى از كتاب خدا را فراموش نكردم و هيچ علمى را كه بر من املا فرمود و من آن را نوشتم، از ياد نبردم و هر چه كه خداى تعالى به او آموخته بود از حلال و حرام و امر و نهى و آنچه كه بوده و خواهد بود از طاعت و معصيت همه را به من آموخت و من آن را حفظ نمودم و حتّى يك حرف آن را فراموش نكردم، سپس دست خود را بر سينه ام نهاد و از خداى تعالى خواست كه قلبم را از علم و فهم و حكمت و نور آكنده سازد، چيزى از آنها را فراموش نكردم و آنچه را هم كه ننوشتم از من فوت نشد، گفتم: اى رسول خدا! آيا مى ترسى كه در آينده فراموش كنم ؟ فرمودند : بر تو از نسيان و نادانى نمى هراسم در حالى كه پروردگارم به من خبر داده است كه دعاى مرا در حقّ تو و شريكانت كه پس از تو خواهند بود، اجابت كرده است، گفتم: اى رسول خدا ! شريكان من كه پس از من خواهند بود چه كسانى هستند ؟ فرمودند : كسانى كه خداى تعالى آنان را قرين خود و من ساخته و فرموده است :

« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ». گفتم: اى رسول خدا آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: آنان اوصياى من هستند تا آن كه در حوض كوثر بر من در آيند، همه آنان هادى و مهتدى هستند، هر كه آنان را فرو گذارد بديشان ضرر نرساند، ايشان با قرآن هستند و قرآن نيز با آنان و از ايشان مفارقت نكند آنان نيز از قرآن جدا نشوند، به واسطه آنان امّتم يارى شوند و باران بر آنها ببارد و بلا از ايشان دفع گردد و دعايشان مستجاب گردد. گفتم: اى رسول خدا! نامشان را برايم بازگو، فرمود: اين فرزندم- و دست بر سر حسن گذاشت- سپس اين فرزندم- و دستش را بر سر حسين نهاد- سپس او كه بدو علىّ مى گويند و در حيات تو متولّد مى شود و سلام مرا به او برسان سپس آنان را تا دوازده كامل گردانيد، گفتم اى رسول خدا پدر و مادرم فداى شما باد! نام ايشان را يكان يكان برايم بازگو، همه را يكان يكان برايم نام برد. و- به خدا سوگند اى اخا بني هلال- فرمود: مهدىّ اين امّتم در ميان ايشان محمّدى است كه زمين را از عدل و داد آكنده سازد همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، به خدا سوگند من كسانى را كه در ميان ركن و مقام با او بيعت كنند مى شناسم و اسامى پدران و قبائلشان را نيز مى دانم

[7] ) - الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، ج 1، نوع 18 ص 176

[8] ) - بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج 26 ؛ ص38

70- ير، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي أَسْأَلُكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ لَيْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سِتْراً بَيْنِي وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِيّاً بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا بَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 39

يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ قَالَ ثُمَّ قَالَ يَا بَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِمْلَاءٍ مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطَّ عَلِيٌّ ع بِيَمِينِهِ فِيهَا كُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِي الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِي يَا بَا مُحَمَّدٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنَا لَكَ [8] اصْنَعْ مَا شِئْتَ فَغَمَزَنِي بِيَدِهِ فَقَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا كَأَنَّهُ مُغْضَبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ مِسْكُ شَاةٍ أَوْ جِلْدُ بَعِيرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْجَفْرُ قَالَ وِعَاءٌ أَحْمَرُ وَ أَدِيمٌ أَحْمَرُ فِيهِ عِلْمُ النَّبِيِّينَ وَ الْوَصِيِّينَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ قَالَ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا[8] ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ اللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ إِنَّمَا هُوَ شَيْ ءٌ أَمْلَاهُ اللَّهُ عَلَيْهَا وَ أَوْحَى إِلَيْهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ قَالَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا هُوَ وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْ ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْ ءُ بَعْدَ الشَّيْ ءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ[8].

بيان: لعل رفع الستر للمصلحة أو لكون تلك الحالة من الأحوال التي

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 40

لا يحضرهم فيها علم بعض الأشياء[8] و النكت أن تضرب في الأرض بقضيب فتؤثر فيها.

قوله ع تأذن يدل على أن إبراء ما لم يجب نافع قوله كأنه مغضب أي غمز غمزا شديدا كأنه مغضب قوله و ما يدريهم ما الجفر أي لا يدرون أن الجفر صغير بقدر مسك شاة أو كبير على خلاف العادة بقدر مسك بعير و كأنه إشارة إلى أنه كبير قوله إن هذا هو العلم أي العلم الكامل و كل العلم قوله و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد فيه أي فيه علم ما كان و ما يكون فإن قلت في القرآن أيضا بعض الأخبار قلت لعله لم يذكر فيه مما في القرآن. فإن قلت يظهر من بعض الأخبار اشتمال مصحف فاطمة ع أيضا على الأحكام قلت لعل فيه ما ليس في القرآن فإن قلت قد ورد في كثير من الأخبار اشتمال القرآن على جميع الأحكام و الأخبار مما كان أو يكون قلت لعل المراد به ما نفهم من القرآن ما لا يفهمون منه و لذا قال ع قرآنكم على أنه يحتمل أن يكون المراد لفظ القرآن.

ثم الظاهر من أكثر الأخبار اشتمال مصحفها ع على الأخبار فقط فيحتمل أن يكون المراد عدم اشتماله على أحكام القرآن قوله ع علم ما كان و ما هو كائن أي من غير جهة مصحف فاطمة ع أيضا.[8] ( اصول كافى، ج 1، ص 239، ح 1 ) – ( بصائر الدرجات، ص 152، ح 3 ) .

[9] ) -

الكافي (ط - الإسلامية) / ج 1 / 241 / باب فيه ذكر الصحيفة و الجفر و الجامعة و مصحف فاطمة ع ..... ص : 238

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ فَقَالَ هُوَ جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوءٌ عِلْماً قَالَ لَهُ فَالْجَامِعَةُ قَالَ تِلْكَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِي عَرْضِ الْأَدِيمِ مِثْلُ فَخِذِ الْفَالِجِ فِيهَا كُلُّ مَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ مِنْ قَضِيَّةٍ إِلَّا وَ هِيَ فِيهَا حَتَّى أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ ع قَالَ فَسَكَتَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّكُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِيدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِيدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ ع يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ع.

1ـ بحارالانوار، ج 26، ص 41، ح 72- كافى، ج 1، ص 241، ح 5 و ص 458، ح 1- بصائر، ص 153 ح 6- عوالم، ج 11، ص 188.

[10] ) - موضوع تأیید و کمک عیسی بن مریم(ع) توسط روح القدس، چندین بار در قرآن آمده است :
الف ) - وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ وَ قَفَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ... ».سوره بقره آیه 87

ب ) - تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ سوره بقره 253
ج ) - إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتی عَلَیْکَ وَ عَلى والِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُس ِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلا سوره مائده آیه 110

[11] ) - الكافي (ط - الإسلامية) / ج 1 / 273 / باب الروح التي يسدد الله بها الأئمة ع ..... ص : 273

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ هِيتَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-

از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: « وَ کَذلِکَ اَوْحَیْنَا اِلَیْکَ رُوحاً مِّنْ اَمْرِنَا...» فَقَالَ ، چنین نقل شده : « مُنْذُ اَنْزَلَ اللهُ ذلِکَ الرُّوحِ عَلى نَبِیِّهِ ما صَعَدَ اِلَى السَّمَاءِ وَ اِنَّهُ لَفِینَا »:

از آن زمان که خداوند آن روح را بر پیامبرش نازل کرد به آسمان باز نگشت، و او در ما است

برچسب: مُحْتَمِلٌ,لِعِلْمِكُمْ, نویسنده: بردیا زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی