[1] ) - امیرالمومنین علی ( ع ) :
الْمُؤْمِنُ كَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّكُهُ الْعَواصِفُ
مؤمن همچون کوه، استوار و پابرجاست و بادهای تند او را تکان نمیدهند (نه بادِ نعمت، او را سرکش مىکند و نه بادِ مصیبت او را به داد و فریاد وا مى دارد)
بحارالانوار، مجلسى، ج 39 ، ص 351 تاریخ امیر المؤمنین، باب 90 و ج 42 ، ص 303 تاریخ امیر المؤمنین،
عن ابى عبداللّه ( علیه السلام ) قال :
انّ المؤمن اشدّ من زبرالحدید انّ الحدید اذادخل النّار تغیّر، انّ المؤمن لو قتل ثمّ نشر ثم قتل، لم یتغیّر قلبه».
مومن از آهن محکم تر است ؛ زیرا آهن را اگر داخل آتش قرار دهند تغییر مى کند امااگر مومن را بکشند سپس
زنده شود دو باره او را به قتل برسانند درقلب او هیچ تغییرى پیدا نمى شود.
بحارالانوار ج 64 ص 303 نقل از کتاب صفات الشیعة مرحوم شیخ صدوق ( قدس سره ) .
______________________________________
وقتی صحبتی می شود، عرض می کند، می دانم مسیر درست است، می دانم باید فلان کار را کنم، می دانم
باید فلان رفتار را داشته باشم، می دانم این حرفی که همسرم به من زده حرف درستی است، « اما و اگر و
شاید و ... » و ...
این « اما و اگر و شاید و ... » که می آید بی اخلاصی است ، انسانی که اخلاص داشته باشد، تمام تلاشش
این است که این « اما و اگر و شاید و ... » در کارش نباشد .
اگر شما به یک شخصی محبت پیدا کردی و کسی را دوست داشتی، که در رأس آن، وجود نازنین امام زمان (
ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) باشد، برای رسیدن به ایشان، باید تمام سختی ها را به دوش بکشی، کما
اینکه شاید در این مسیر سختی ای از سر فضل شان به وجود نیاید و به ما اصابت نکند،
وجود نازنین آقا امام موسی کاظم ( علیه السلام ) را مخیّر گذاشتند که، آیا می خواهی این بلاها برای
شیعیانت بیاید یا اینکه خودت متقبّل می شوی ؟
آقا امام موسی کاظم ( علیه السلام ) فرمودند؛ من خودم متقبّل می شوم، و مطمئن باشید وجود نازنین حضرت
( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) هم همین طور هستند،
در مسیر قرب حضرت ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) بلایی نیست، سختی ای نیست .
آن « اما و اگر و شاید و ... » که ما می آوریم، برایمان سختی می شود، بلا می شود، در واقع نفسانیت
خودمان است، خواسته های نامشروعی که، با شرعِ محبت جور نیست، نتیجه اینکه، شخص مجبور است یا
خودش را بِشْکَند که قدرتش را ندارد یا باید محیط اطرافش
را بشکند که قدرت آن را دارد و متاسفانه این کار را می کند .
گاهاً دیده اید، حق در افکارمان نیست، در دل مان نیست، آنرا را بر زبان جاری نمی کنیم، حقوق را رعایت نمی کنیم .
جاهایی که خودمان، قاضی خودمان می شویم، اگر کمی انصاف داشته باشیم، نفس اماره محکوم می شود،
زیرا وقتی بواسطه ی نفس لوّامه حقی را می فهمیم و می خواهیم این حق را با زبان ابراز کنیم و عمل کنیم،
نمی توانیم، چرا ؟ چون نفس اماره قدرتش بیشتر از نفس لوّامه است .
در خلوت خودمان، خیلی چیزها را قبول داریم، اما وقتی به مرحله ابراز با زبان می شود، می خواهیم از شخصیت
خودمان دفاع کنیم ، می خواهیم از آن نفسانیتی که داریم و برایش ارزش قائل هستیم، دفاع کنیم .
اخلاص در محبت یعنی اینکه، انسان به جایی برسد که هیچ محبتی سبب نشود، او را از راهش باز دارد ؛
حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) داشت عبور میxadکرد، دید یک مورچهxad ی نر دارد با یک مورچه xad
ی ماده حرف میxadزند، مورچهxad ی نر به مورچهxad ی ماده میxadگوید چرا به من محل نمی گذاری ؟ چرا خواستهxad های
من را قبول نمیxadکنی ؟ چرا به من بیxad محبتی می کنی ؟ من کم قدرت نیستم، من اگر بخواهم، با این دو
نیشم، بارگاه حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) و قبهxad اش را از جا میxad کنم و در دریا میxad اندازم
. در روایت دارد حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) تبسم کرد،
در قرآن هم داریم، وقتی حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) در وادی مورچهxad گان با مورچهxad ها
روبرو شد و حرفxadهای آن مورچه را شنید،
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً [1]
لبخند زد که چرا مورچه یک چنین حرفی دارد میxadزند ؟ مورچهxad ی نر را صدا کرد، ماده را هم صدا کرد , حضرت
سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) به مورچهxad ی نر گفت واقعا تو اینقدر قدرت داری، با این دو شاخکت،
بارگاه من را، این ساختمان عظیم را، از جا در بیاوری و در دریا بیاندازی ؟ گفت نه، من این قدرت را ندارم . گفت،
پس چرا داری اظهار میxadکنی ؟ گفت اولا هر نر و ماده xadای بدشان نمیxad آید که قدرت خودشان را به رخ همدیگر
بکشند، ما هم این را به رخ مورچهxad ی ماده کشیدیم تا خودمان را در ذهنش خیلی جا بیاندازیم و الّا من با این دو
شاخکم، کجا میxadتوانم بارگاه تو و قبهxad ی تو را بلند کنم و در دریا بیاندازم , من می xadخواستم پیش همسرم پُز
دهم . مورچهxad ی نر به حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) گفت، ای سلیمان پای عشق و
عاشقی در کار است، عاشق حاضر است هر وعدهxadای و حرفی را به معشوقش بزند، من این مورچهxad ی ماده که
همسرم است را خیلی دوست دارم، ولی این به من محل نمیxad گذارد، منِ عاشق مجبورم در مقابل معشوقم
یک حرفxadهایی را بزنم، شاید معشوق دلش به دست بیاید . مورچه xadی ماده را صدا زد گفت چه اختلافی با این
مورچهxad ی نر داری ؟ چرا به حرفش گوش نمیxadدهی؟ چرا زیر بار خواستهxadهای معقولش نمیxadروی ؟ دارم قلب
خالص را میxadگویم , مورچهxad ی ماده گفت ؛ این مورچهxad ی نر در اعلام عشق و محبت صادق نیست، صاف نیست،
پاک نیست، به من میxadگوید من تو را دوست دارم، ولی من میxadدانم محبت به دیگر مورچه xadها هم دارد، چطور این
همسر من، که در عشق و محبت صادق نیست، صاف نیست، به او دل ببندم ؟ ترسم از این است که در قلب
همسرم، محبتی غیر از محبت من باشد و این مرا آزار می دهد .
حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) جواب ندادند
ولی در روایت داریم، وقتی حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) گفتگوی مورچهxad ی نر و ماده را
شنید، خیلی گریه کرد و بعد از گریه وقتی منزل آمد، تا چهل شبانه روز با تمام مردم رابطهxad اش را قطع کرد و
بُرید و در این چهل شبانه روز دائم گریه میxadکرد و به پروردگار عالَم عرض میxadکرد؛
خدایا هر نوع محبتی که سر راه محبتم به شما قرار دارد و محبت مرا ناخالص کرده، آنها را از من بگیر .
حضرت سلیمان ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) گفت، خدایا نکنه ما هم در دل مان غیر از تو به کسی دیگر
محبت داشته باشیم ، شما را دوست داریم، یک کسی دیگر هم دوست داشته باشیم ، شما را دوست داریم
خواسته ی خودمان هم دوست داشته باشیم، شما را دوست داریم رسومات هم برایمان مهم باشد ، شما را
دوست داریم نفسانیت هم برایمان مهم باشد، این نشان می دهد که ما یک کسی دیگر هم دوست داریم .
خداوند در سوره توبه آیه 24 به پیغمبر ( صلی الله علیه و آله ) میxadفرمایند ؛
قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشيرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ
مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ
به مردم بگو ؛
اگر پدران شما و فرزندان شما و برادران شما و همسران شما و طائفه شما و اموالی كه بدست آورده ايد و
تجارتی كه از كساد شدنش می ترسيد و خانه هائی كه از آنها رضايت داريد، از خدا و پيامبرش و جهاد در
راهش، در نزد شما محبوبتر است، منتظر باشيد تا خدا عذابش را بر شما فرود آورد و خدا مردم فاسق را هدايت
نمی كند.
کسی که عاشق است، کسی که محبت دارد، مخصوصاً کسی که آشنا به وجود نازنین حضرت ( ارواحنا لتراب
مقدمه الفداه ) است، باید به هیچ چیزی غیر از خداوند مهربان و وجود نازنین حضرت ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) و متعلقات ایشان، محبت نداشته باشد .
[1] ) – سوره نمل آیه 19
_____________________________________________________________________________
گاهی هم محبت نیست، ولی گیر است، همین هم ایراد دارد، این گیر به نفسانیت ها، مسائلی است که
مربوط به رسومات است، مربوط به شیطان و هوی نفس است، اینهاست که محبت ما را دچار خدشه می کند،
اطاعت ما را دچار خدشه می کند .
گاهی شده یک کاری را به شما می گویند، یا یک کاری را دوست دارند شما انجام دهید، مثلا وجود نازنین
حضرت ( ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ) بوسیله ی الهامات می فرمایند ؛ فلانی شب عید است، شما خرج را به
عهده بگیر، هزار جور مسئله در ذهن می آید، می گوید آقاجان، خیلی دوست دارم این کاررا بکنم، اما ... « اما و
اگر و شاید و ... » . همین « اما و اگر و شاید و ... » ، اخلاص را از بین می برد ، مثلا اگر بخواهم این کار را
بکنم، قسطم را نمی توانم بدهم ، اگر بخواهم این کار را بکنم نمی دانم فردا باید چکار کنم، و نمی دانم .... یک
گیرهایی در زندگی می آید که محبت هم نیست، الحمدلله ما شیعیان را اینقدر تصحیح فکری و اعتقادی کرده اند که
شاید محبت به جایی غیر از ولایت ائمه معصومین ( علیهم السلام ) نداشته باشیم، اما یک جاهایی گیر هستیم . گیر افتاده ایم که فکر می کنیم، اگر در راه
اهل بیت ( علیهم السلام ) خرج کنیم، قسط مان عقب می افتد، گیر افتاده ایم اگر فکر می کنیم در راه اهل
بیت ( علیهم السلام ) قدم برداریم، اهل بیت ( علیهم السلام ) برای ما قدم بر نمی دارند، گیر افتاده ایم که
داریم این فکر ها را می کنیم .
دوستی عرض می کرد فلانی، من یک مقداری بدهکارم چکار کنم ؟
گفتم کاری که یک عمر می کرده ای، دیگر آن کار را نکن، ببین یک عمر چکار کرده ای، که اینطور مسئله ای پیش آمده ؟
گفت سعی کردم ( الهامات و امرهایی که باعث میشده بدهی را رفع کنم ) آنرا عقب بیندازم ، گفتم ؛ خب این
کار را نکن . برو الان آن چیزی که داری را بفروش و قرضت را بده، مگر نمی گویی که باعثِ فکر شده، باعثِ
مشغولیت شده، قرار شد فقط مشغول به مولایمان باشیم . برو این کار را بکن .
گاهی این گیر، اینقدر گیر بزرگی ست که، حتی بعضی از قرض ها را، شخص موفق به انجامش نمی شود، باز
شیطان ول کن نیست، یک سری مسائل و توجیهات دیگر می آورد .
گاهی هم اینقدر کوچک ست که با مشورت کردن با مجتهد جامع الشرایط و پیدا شدن راه و روش، حل می شود .
اما در جواب این « اما و اگر و شاید و ... » هایی که شیطان ، رسومات و هوی نفس به ما می دهند تا اخلاص ما
را از بین ببرند، باید توجه ی ما به قضیه ی مورچه عاشق و حضرت سلیمان ( علی نبینا و اله و علیه السلام )
باشد ؛
روزی حضرت سلیمان ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) مورچهای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردنِ
خاکهای پایین کوه بود،
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل میشوی
مورچه گفت : معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال
او میخواهم این کوه را جابجا کنم، می خواهم نشان دهم من هم هستم .
حضرت سلیمان ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) فرمودند :
اگر تو عمر نوح ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) هم داشته باشی، نمیتوانی این کار را انجام دهی.
مورچه گفت : تمام سعیام را میکنم
حضرت سلیمان ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود، برای او
کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت : خدایی را شکر میگویم که در راه عشق، پیامبری را به
خدمت موری در میآورد
تمام سعی مان را کنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی است
لذا کسی می تواند به مرحله تسلیم واقعی برسد که محبتش را خالص کرده باشد ( وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ ....)
وگرنه اگر محبت داشته باشد ، ولی این اما و اگرها در محبتش تصمیم گیرنده باشند به درجه اخلاص نخواهد رسید
و یا اگر محبتش را در جاهای مختلف و برای دو مقوله جداگانه صرف کرده باشد( مثل محبت به دنیا و معنویت)
که فرموده اند در یک قلب دو محبت جا نمی گیرد ، و در واقع تمرکز در محبت نداشته باشد، باز هم به مرحله
اخلاص در محبت و مودت نمی رسد
پس برای تمرین کردن این روحیه و بدست آوردن آن باید در زندگی روزمره مواظب این دو مطلب باشیم
مثلا اگر قرار شد نماز اول وقت بخوانیم، اما و اگر ها برایمان تصمیم نگیرند و سبب نشوند نماز اول وقتمان به
تاخیر افتد
و باید تمرکز در محبت سبب شود که اگر کارهای دیگری هم در همان زمان داریم کنار بگذاریم و نماز اول وقتمان
را بخوانیم
پس بیایید روی عمل کردن به دوست داشتنهای امام زمان ارواحنا فداه ( که در درجه اول انجام واجبات و ترک
محرمات است ) جدی باشیم و بواسطه اما و اگرها و تقسیم محبت ، این دوست داشتنهای اماممان را به
تاخیر نیندازیم تا با استقامت روی این مطلب به اخلاص در محبت و مودت برسیم . ان شاءالله