بِسمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّ حیم
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللَّهُ [1]
[1] ) - (7) سوره الأعراف : آیه ﴿43﴾
مُطِیعٌ لَكُمْ عَارِفٌ بِحَقِّكُمْ
بدون شک، اگر کسی بخواهد اهل مودت باشد، باید اطاعتش با اطاعتِ افرادی که اهل محبت هستند، فرق کند .
انسان هایی که اهل محبت هستند ؛
کسانی هستند که منتظرند، مرجع جامع الشرایط یا فصل الخطاب شان به آنها دستوری دهد تا انجام دهند و تا دستور نداده کاری نمی کنند، حتی وقتی که می دانند، موالیانشان فلان مطلب را دوست دارند .
اما انسانهایی که اهل مودت هستند ؛
اطاعت دارند و بلکه بالاتر از آن ، اهل تبعیت هستند، این دسته از افراد منتظر امر و دستور مرجع جامع الشرایط یا فصل الخطاب شان نمی مانند، بلکه اینقدر نور دارند که برای آنها،
دوست داشتن یا رضایت موالیانشان شرط است .
دقیقاً مثل شاگردِ تعمیرکاری می ماند که، وقتی استاد، قطعه ای را درست می کند قبل از اینکه به شاگرد بگوید فلان آچار را بده، چون ایشان با محبت و عشق دنبال یادگیری هست، لذا کیّس و تیز است و با سرعت تشخیص می دهد که استاد چه چیزی را لازم دارند، آن وسیله را قبلاً فراهم کرده و آماده نموده است
آنها( اهل مودت )آدم هایی هستند که ، کمال بندگی را رعایت کرده اند، زیرا بیان فرموده اند ؛
اَلْعاقِلُ یَکفی بِالاشاره
این دسته از افراد اهل اشاره هستند نه اهل شنیدن .
پس لازم است در محیط کار ، خانواده و جامعه، قبل از اینکه از ما چیزی بخواهند ، ( به استناد به آنچه دوست دارند ) آماده کنیم
خانمِ اهل مودّت، قبلاً در خانه، تمام دوست داشتنی های شوهرش را نصب العین کرده است
مثلاً خانم به محض اینکه آقا از سر کار تشریف آوردند، فلان نوشیدنی که دوست دارد را آماده کرده است
البته گفتن این نکته لازم است که، مقام واقعیّ امام ( علیه السلام ) را کسی جز امام ( علیه السلام ) و خداوند عزوجل نمی فهمد .
ولی مقام ربوبیتی این بزرگواران را، انسانهای اهلِ دل، تا حدودی می توانند بفهمند .
لذا برای امام ( علیه السلام ) دو حقیقت وجود دارد ؛
اول مقام حقیقی امام ( علیه السلام ) که هر هفته به او علمِ تازه می رسد و دائم در حال رشد است [1]و این مقامی بین خود امام ( علیه السلام ) و خداوند عزّوجل است و کسی از آن با خبر نیست . برای این مطلب استفاده می کنیم از حدیث پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) که فرمودند [2] ؛
یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا
ای علی جان ! خداوند را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من
دوم حقیقت ربوبیتی امام ( علیه السلام ) که امام ( علیه السلام ) مقام خود را همچون قرآن نزول داده تا همه ی انسانها بتوانند از او استفاده کنند و دوست داشتنی ها ( رضایت ) ایشان را درک نمایند .
خداوند در سوره آل عمران آیه 31 می فرمایند ؛
قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
در تفسیر برهان، آقا امیرالمومنین ( علیه السلام ) می فرمایند ؛
اطاعت و پیروی از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) جلبِ محبت خداوند است .
برای اینکه بتوانیم اهل تبعیت باشیم باید به چند نکته توجه کنیم :
اولین نکته ) امر در لفافه ؛
یعنی فرمانی که در لفافه ( امر در یک پوشش دیگر ) گفته می شود را امر ولایی امام ( علیه السلام ) دانسته و آن را وسیله ی جلب رضایت پروردگار بدانیم .
دومین نکته ) امر اختیاری ( یا ارشادی ) ؛
یعنی با اینکه امر به مطلبی می فرمایند، اما در کنارش ما را مخیّر به آن کار می نمایند .
مثلاً خداوند می فرمایند؛ اسلام دین جامعی است و هدایت از گمراهی تأیید شده است، اما با این وجود،
لا اکراه فى الدّین قد تَبَیّن الرّشدُ مِن الغىِّ ...
سوره ی بقره آیه 256
سومین نکته این است که اهل تبعیت، کمتر سوال می پرسند و بیشتر عمل می کنند
شاهد بر این مدّعا قضیه ی حضرت موسی ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) و حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) می باشد، آنجایی که حضرت موسی ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) به حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) فرمودند ؛
قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا [3] ... سوره کهف آیه (66)
آیا می توانم تبعیت شما را کنم تا رشد نمایم، حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) به یک شرط قبول کرد آن هم سوال نپرسیدن و عمل کردن است .
قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنی فَلا تَسْئَلْنی عَنْ شَیْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً ....سوره کهف( 70)
حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) گفت ؛ پس اگر مایلی پیروی مرا بکنی، پس از هیچ چیز از من سوال نکن، تا اینکه خودم برای تو آنرا یادآوری کنم
چهارمین نکته این است که، اهل تبعیت، وسعت زمان برای اشتباه کردن، برای خودش قائل نیست ( نمی گوید حالا وقت بسیار است )، دیدید که حضرت موسی ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) بعد از سه بار تخطی، از حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) جدا شدند
قالَ هذا فِراقُ بَیْنی وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ... سوره کهف آیه (۷۸)
حضرت خضر ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) گفت این جدایی بین من و تو است ، بزودی تاویل آنچه را که نتوانستی بر آن صبر کنی به تو خبر میدهم
پنجمین نکته این است که ، اهل تبعیت باید بر فرمانهای امام شان صبر داشته باشند و صبر به این معنی است که امام ( علیه السلام ) ، ماموم را به آنچه می داند آگاه نمی کند و او باید در بی خبری، چَشمِ با محبت بگوید
و بر همین اساس بود که یاران آقا اباعبد الله الحسین ( علیه السلام ) دوست داشتن ( رضایت امام شان را ) مبنی بر ماندن در شب عاشورا دیدند و تبعیت کردند و با اینکه بیعت برداشته شد اما صبر کردند و بعد از آزمون بر صبر بود که آقا اباعبد الله الحسین ( علیه السلام ) جایگاه آن بزرگواران را برایشان نمایان کردند .
لذا امام ( علیه السلام ) تبعیت از پروردگار دارد و هر کسی نمی تواند معترف به حق شان شود
بر همین اساس خداوند عزّوجل در سوره صافات می فرمایند ؛
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۵۹﴾
و الله اعلم
[1] ) – الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص254
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ يُونُسَ أَوِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ ع وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.[1]
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مرا در هر شب جمعه سرور و شادی ای است. راوی می گوید:عرض كردم خداوند سرورت را صعود عنایت كند آن سرور از چه جهت است. حضرت فرمود: در شب جمعه با پیامبر اكرم و ائمه روبرو میشویم و پیش آنها میرویم ارواح ما به بدن باز نمی گردد مگر اینکه علم تازهی کسب کرده ایم. اگر این طور نبود علوم ما خاتمه مىیافت.
« سلیمان الدیلمی عن ابیه قال سالت ابا عبدالله علیه السلام فقلت جعلت فداک سمعتک و انت تقول غیره مرة لولا انا نزاد لا نفدنا قال: اما الحلال و الحرام فقد والله انزله الله علی نبیه بکماله، و ما یزاد الامام فی حلال و حرام، قال فقلت فما هذاه الزیاده ؟ قال فی سائر الاشیاء سوی الحلال و حرام. قلت فتزادون شیئا یخفی علی رسول الله فقال: لا انما یخرج الامر من عند الله فیاتی به الملک رسول الله فیقول: یا محمد ربک یامرک بکذا و بکذا فیقول انطلق به الی علی فیاتی علیا فیقول انطلق به الی الحسن فیقول انطلق به الی الحسین فلم یزل هکذا ینطلق الی واحد بعد واحد حتی یخرج الینا. قلت فتزادون شیئا لا یعلمه رسول الله فقال و یحک یجوز ان یعلم الامام شیئا لم یعمله رسول الله والامام من قبله .
یعنی : سلیمان می گوید به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم : فدایت شوم ، ازشما شنیدم که کرارا می فرمودید : اگر به علوم ما اضافه نمی شد تمام می گشت ؟ فرمود اما حلال و حرام شریعت به خدا سوگند همه اش بطور دقیق بر رسول خدا نازل شده و در این مورد چیزی بر علم امام افزوده نمی شود. عرض کردم پس این زیاده در چیست ؟ فرمود : در امور دیگر غیر از حلال و حرام، عرض کردم : چیزی بر علوم شما اضافه می شود که رسول خدا نمی داند ؟ فرمود : وقتی بخواهد چیزی بر علم ما اضافه شود ابتداء از جانب خدا بر پیامبر نازل می شود و فرشته می گوید ای محمد پروردگارت چنین و چنان فرموده رسول خدا به فرشته می گوید نزد حضرت علی ببر وقتی خدمت علی می رسد می فرماید نزد حسن ببر وحسن می گوید : نزد حسین ببر و به همین طریق تا به ما نازل می شود. عرض کردم : پس چیزی به شما اضافه می شود که رسول خدا آن را نمی داند ؟ فرمود: وای بر تو آیا جایز است امام چیزی را بداند که رسول خدا و امام سابق از آن بی اطلاع است ؟
بحار ج 26 ص 92.
[2] ) - پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله ) خطاب به علی( علیه السلام ) فرمودند :
« یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا
ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»
محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج 13، ص 273.
[3] ) - قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا [3]٭ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِيَ صَبْرًا؛
موسی ( علی نبینا و اله و علیه السلام ) به او گفت: آیا از پی تو بیایم تا از حکمتی که تعلیم شدهای به من بیاموزی ؟ گفت : تو هرگز نمیتوانی همراه من شکیبایی کنی.
برچسب:
نویسنده: بردیا زارعینیا